X
تبلیغات
رایتل
زمانی بود که یک موضوع را در موتور های جستجوگر جستجو میکردم اما نمی یافتم. به همین خاطر خواستم یک ویبلاک پر محتوا و خوب بنویسم
1388/01/11
تبلیغات سیاسی

واژۀ تبلیغات سیاسی Propaganda از ریشۀ لاتینی Propagaree به معنای نشا کردن، منتشر ساختن، برانگیختن یا به حرکت واداشتن اندیشه های ویژه است. امروزه تبلیغات ، جزیی از ارتباطات عمومی محسوب می شود و هدف آن ، دستیابی به مقاصد از پیش تعیین شده است. برنیز می گوید: (تبلیغات بویژه تبلیغات نوین ، تلاشی است پیگیر برای ایجاد یا شکل دادن رخداد ها به منظور تحت تاثیر قرار دادن روابط عامۀ مردم با کاری، فکری یا گروهی)

لاسول (1972) تبلیغات را چنین تعریف می کند: ( تبلیغات ، عبارت است از مدیریت نگرشهای جمعی از طریق دستکاری نماد های جمعی از طریق دستکاری نماد های مهم . (در واقع می توان گفت :


تبلیغات ، کوشش کم و بیش ، عمدی و سنجیده ای است که هدف نهایی آن ، نفوذ بر عقاید یا رفتار افراد برای تامین مقاصد از پیش تعیین است).

بسیاری از اندیشمندان اجتماعی ، میان تبلیغات و آموزش ، تفاوت قایل اند. آنها معتقدند از آنجا که هدف تبلیغات ، تغییر عقاید و تحت تاثیر قرار دادن افکار و حالات بسیار از مردم است، بنابرین مسایلی که در تبلیغات مطرح می شود و یا به عبارت دیگر پیامهای ارسالی، جای چند و چون دارد؛ در حالی که در آموزش ، پیامها به عنوان اصول پذیرفته شده و اثباتی به دیگران منتقل می شود.

دوب اعتقاد دارد که آموزش ، اشاعۀ دانش یا مهارتی است که جنبه علمی دارد و یا برای بقای انسان در جامعه، در دورۀ خاصی ضروری است؛ در حالی که تبلیغات ، برعکس نوعی تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن شخصیتها و کنترل آنها از نظر ارزشهای غیر علمی یا تردید آمیز در جامعه در زمانی خاص است. نویسندگان دیگر نیز به این دوگانگی آموزش – تبلیغات، به مثابه تقابل دو نوع ارزش نگاه می کنند . تبلیغات در واقع می کوشد ذهن را به جای آنکه باز کند، ببندد. تبلیغاتچی تنها می خواهد شما کاری بکنید که او می خواهد ؛ در حالی که آموزش می خواهد که شما کاری را به میل خود انجام دهید.)

در آثار مارکسیست ها، میا ن تبلیغات و آژیتاسیون Agitation یا ترویج تفاوت وجود دارد . این موضوع ، نخستین بار در کتاب ( شخصیت در تاریخ) اثر پله خانف و پس از او در کتاب ( چه باید کرد؟) اثر لینن مطرح شده است. از نظر پله خانف تبلیغاتچی یا پروپاگاندیست ، اندیشه های سیاسی ، فلسفی و مفاهیم عمیقتری را در میان عدۀ کمتری اشاعه می دهد اما مروج یا آژیتاتور، این نوع اندیشه ها را در میان تودۀ وسیع تری از مردم رواج می دهد. در ترویج یا آژیتاسیون ، از شیوه های تهییجی و احساسی برای توضیح و اقناع استفاده می شود. حال آن که در تبلیغات ، از شیوه های تحلیلی و تعقلی بهره می گیرند. طبیعی است که همۀ احزاب و گروه های سیاسی می توانند از تبلیغات و ترویج بهره گیرند) به طور کلی می توان گفت تبلیغات سیاسی در مقایسه با تبلیغات تجاری، بیشتر بر برداشتهای ذهنی استوار است. این نوع تبلیغات ، به عنوان محمل پندار ها و قالبهای فکری-سیاسی در هر نظام اجتماعی ، نقش قانونی و پسندیده ای را بر عهده داردبرای دستیابی به چنین هدفی، ایجاد سازمنانها و ادارات در قالب وزارتخانه های تبلیغاتی با توجه به شرایط زندگی سیاسی عصر، کاری عادی و ضروری است. تبلیغات سیاسی ، دارای تاریخی بس بلند است و ریشه های آن در جامعه فاقد خط و کتاب ، در ایامی که افراد برای انتقال اندیشه و خواستهای خود به یکدیگر ، بجز گوش و دهان وسیلۀ دیگری نداشتند، وجود داشته است. در این ایام، پیران اسطوره هایی را که حاوی فرزانگی مقدس بود، برای جوانان نقل می کردند تا آنها را به شرکت در مناسک و آیین های کلان و قبیله ای بر انگیزند. در یونان و رم باستان ، فیلسوفان و سخنوران ، اندیشه های خود را با صدای بلند در میادین عمومی برای مردم می خواندند. آنان به کمک جاذبۀ کلام خود احساسات مردم را تحریک کرده ، آنها را به دنبال خود می کشاندند. هومر شاعر یونانی، اشعار خود را بر مبنای بیان شفاهی می سرود و نقالان که از دهکده ای به دهکدۀ دیگر در رفت و آمد بودند، شعر های او را که بیشتر در مورد داشتانهای خدایان بود، در میدانهای عمومی برای مردم می خواندند. ( سقراط حکیم و فیلسوف یونانی که نوشته ای از او بر جای نمانده است، همۀ وقت خود را مصروف آن می داشت که در بازار و باغهای عمومی و چهارراهها و میدانهای ورزشی برای مردم سخنرانی کند. او کلامی نافذ و موثر داشت و شنونده را سخت تحت تاثیر قرار می داد. به طوری که افلاطون در وصف او می گوید.( هنگامی که سخنان او را می شنوم قلبم بشدت به تپش می افتد و اشک از دیدگانم جاری می شود و می بینم که گروه کثیری از مردمان نیز همان تاثیرات را در خود حس می کنند) و یا فیلیپ مقدونی و اسکندر برای تهییج توده ها و همراه کردن آنها با بلند پروازیهای خود، بدون شک به رموز تهییج احساسات و بر انگیختن تخیلات مردم آشنایی داشته اند.

در واقع نخستین تشکیلات منظم برای تبلیغات سیاسی را پاپ گرگوری در سال 1622 میلادی بنیان نهاد . در این هنگام، کلیسای کاتولیک همراه با فعالیتهای معنوی، این نهاد سیاسی را گشود و به توسعۀ آن همت گماشت) اوج تبلیغات سیاسی در خلال جنگهای جهانی اول و دوم جریان داشته اشت؛ زیرا جنگ و شایعات مربوط به آن ، امکان گشترش تبلیغات ملی و بین المللی را فراهم آورد.

تبلیغات سیاسی، امروزه در دو سطح ملی و بین المللی رو به گسترش است. تبلیغات ملی، بیشتر به سوی حفظ اتحاد اقوام در لوای رهبری های موجود گرایش دارد و نقش اساسی آن به صورت پرورش متخصصان در تبلیغات و روابط عمومی برای پیشبرد اهداف ایدئولوژیک می باشد.

تبلیغات بین المللی ، بیشتر از سوی کشور های خواهان توسعۀ سیاسی اعمال می شود و هدف اصلی آنان جلب گرایش اقوام غیر متعهد جهان به کشور های خود است، تبلیغات سیاسی همواره به هنگام ازدیاد تنش و بر خورد میان گروه های انسانی فزونی می گیرد و این امر در دو سطح ملی یا بین المللی صادق است.

در فاصله میان دو جنگ جهانی، فرصت مناسبی برای بهره گیری از روشهای تبلیغاتی پدید آمد. در ایام، (اتحاد جماهیر شوروی از هر فرصتی برای تبلیغ اصول مارکسیسم در سطح ملی و بین المللی استفاده کرد؛ موسولینی از دیدگاه کژگرای اجتماعی خود به تبلیغ فاشیسم مشغول بود و حزب نازی در آلمان ،مقدمات استیلای حکومت یک حزبی را فراهم می کرد. سال 1933 شاهد پیروزی دستگاه تبلیغاتی گوبلز و روی کار آمدن هتلر بود و این خود، هشداری بود به نیرو های بزرگ آن دوران . استفاده از موج کوتاه در ارتباط رادیویی، نتیجه این رویداد است که تا سال 1939 نبرد تبلیغاتی گسترده ای را در فرامرز های هر کشور آغاز کرد و در تمام دوران جنگ دوم جهانی با شدیدترین شکل ادامه داد. ایالات متحده امریکا تا هفتم دسامبر 1941 خود را از ماجرا به دور نگاهداشت ، اما پس از این تاریخ ، ناگاه به ارزش تبلیغ پی برد و در فاصلۀ دو سال، آنچنان سازمان عریض و طویلی برای تبلیغ به وجود آورد که تاریخ جهان از آغاز تا به امروز هرگز نظیر آن را به خاطر ندارد) بنابراین، در فاصلۀ میان دو جنگ جهانی ، آثار گوناگونی از کتاب و مقاله در زمینۀ تبلیغات به رشتۀ تحریر در آمد که از آن جمله می توان به کتاب لاسول در زمینۀ (تکنیکهای تبلیغات در جنگ جهانی) به سال 1927 و کتاب دیگری از لاسول با همکاری بلومن استاک ، تحت عنوان (تبلیغات انقلابیون جهانی) در سال 1933 وکتابی از لی ولی تحت عنوان (هنر ظریف تبلیغات ) و همچنین کتاب برنیز پیرامون (تبلیغات) در سال 1928 و ... اشاره کرد. پس از پایان جنگ جهانی دوم، تبلیغات بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. به طوری که آیزنهاور ریس جمهور ایالات متحده امریکا در هفدهم دسامبر 1955 اعلام کرد( بزرگترین جنگی که در پیش داریم ، جنگی است برای تسخیر اذهان انسان ها) بدین ترتیب ، پس از پایان جنگ جهانی دوم ،نه تنها نبر تبلیغاتی پایان نیافت ، بلکه بر اثر دگرگونیهای عظیم اجتماعی – اقتصادی بر شدت آن افزوده شد و به صورت یک ضرورت برای ادارۀ جامعه در آمد؛ به طوری که ما امروزه شاهد چاپ و انتشار کتابها و مقالات گوناگونی در زمینۀ تبلیغات در سطح جهان هستیم.

free counters

کد بارش قلب