X
تبلیغات
رایتل
زمانی بود که یک موضوع را در موتور های جستجوگر جستجو میکردم اما نمی یافتم. به همین خاطر خواستم یک ویبلاک پر محتوا و خوب بنویسم
1388/02/19
نمای تصویر در تلویزیون

تعریف نما

طی سالهای ، نظام جهانی واحدی برای طبقه بندی نما ها به وجود آمده است. اصطلاحات متفاوتند، اما با اغلب آنهایی که در این کتاب آمده، آشنایید.

خلق نما

در اصل، وقتی در بارۀ نوع خاصی از نما صحبت می کنیم  ،منظور این است که چه مقدار از صفحۀ تلویزیون را ، با چه ویژگیهای تصویر یک سوژه پر می کنیم، و این تصویر در چه اندازه و ابعادی ظاهر می گردد. در این جا با تاثیر چنین نمایی روی بیننده سر و کار داریم ،  نه چگونگی تولید عملی آن. برای مثال، می توانید تصویر یک نمای درشت را، هم از فاصله ای نزدیک و با یک لنز زاویه باز و هم از فاصله ای دور وبا یک لنز زاویه بسته تهیه کنید. خواهید دید که پرسپکتیو، واپیچیدگی و بهره گیری از امکانات دوربین بسیار باهم متفاوت ، اما اندازۀ نما و عمق میدان دید ( در صورت برابر بودن اثر دیافراگم لنز ها با هم یکسان خواهد بود.

 

تغییر در اندازۀ نما

می توانید اندازۀ نما را از راه های مختلف تغییر دهید:

·        با تغییر فاصلۀ سوژه با دوربین . (نسبتها و پرسپکتیو ثابت خواهند ماند.)

·        با زوم کردن (تغییر دادن فاصلۀ کانونی لنز).

·        برش دادن switching به دوربینی دیگر با زاویۀ دید لنز متفاوت ، یا دوربینی دیگر در فاصله ای متفاوت.

 

اصطلاحات

اغلب در طول تولید برنامه، تصویر بردار فقط به مجموعه ای از آگاهی های کلی از نما های مورد درخواست(کارگردان) نیاز دارد. زمانی که مردم، سوژۀ مورد نظر هستند، کافی است از تصویر بردار بخواهیم که یک نمای تک single shot ، با یک نمای دو نفره two shot ، یا سه نفره three shot و یا نمای گروهی group shot را ارائه دهد. بنابر این تصویر بردار قاب مورد نظر را تنظیم و عرضه خواهد کرد. (فراموش نکنیم که در کشور ما هنوز این اصطلاحات ، توسط کارگردانان و دست اندرکاران سینما و تلویزیون ، به زبان انگلیسی کاربرد دارد؛ بنابر این سعی شده است در این کتاب در کنار ترجمۀ این اصطلاحات عبارات اصل آن نیز درج گردد.

به همین نحو می توانید یکی از حالتهای زیر را بر گزینید:

·        نمای باز یا نمای کامل long shot/ full shot که نمایی از سوژه و صحنه ازفاصلۀ دور است.

·        نمای درشت، نمای بسته، نمای صورت درشت close shot/ thight shot برای نمایی درشت از سوژه و صحنه ای از فاصلۀ نزدیک.

·        نمای صحنه یا نمای پوششی wide shot /cover shot که کل صحنه را با دید خیلی وسیع در بر می گیرد insurance take.

 

اما برخی مواقع این اصطلاحات را باید دقیقتر به کار بریم . سیستم بین المللی کاربرد نما ها در پایان این بخش به تصویر کشیده شده اند، که توجه به آن بسیار مفید است.

 

اصطلاحات مربوط به ارتفاع دوربین

وقتی بخواهید ارتفاع دوبین را توضیح دهید، اصطلاحات معمول عبارتند از:

·        نمای بالا یا نمای بالاسری top shot/ over head shot ، 90 درجه و عمود بر کف صحنه.

·        نمای از بالا high shot، مایل، با شیب تند به طرف پایین تقریباً 40 تا 60 درجه

·        نمای تراز که تقریباً موازی با خط دید چشم یا خط سینه است level shot و هیچ زاویه ای با خط افق نمی سازد.

·        نمای از پایین low level shot ، سر دوربین به طرف بالا و ارتفاع آن کوتاهتر از قد انسانی خواهد بود و زاویه ای تقریباً برابر با 20 تا 60 درجه با خط افق خواهد داشت. Low shot

·        نمای از پایین . که دوربین در امتداد کف زمین قرار می گیرد.

 

تکرار می کنیم ، مهم نیست این نما ها چگونه خلق شدند؛ تاثیر این نما ها بر بیننده مهم است. برای مثال، می توان یک نمای از بالا را که به وسیلۀ دوربین از طریق جرثقیل، یک برج یا جایگاه بلند دوربین ویا نقطه دید های مشابه گرفته می شود، با دوربینی که در پایین و کف استودیو کار گذاشته شده است و یک آینه که در بالا و سقف استودیو نصب گردیده است نیز ( با کیفیتی کم وبیش معادل) خلق کرد.

 

 

انتخاب نما

چرا باید نگران انتخاب نما باشیم ؟ چرا یک نمای کلی از صحنه را عرضه نمی کنیم و بیننده را وادار نمی کنیم تا هر چه دلش می خواهد، خود انتخاب کند؟

 

چرا باید نما را تغییر دهیم؟

دلایل بسیار منطقی برای لزوم تغییر نما ها وجود دارد:

·        فقط نما های نزدیک هستند که جزئیات تصویر را بروشنی نشان می دهند. نما های بازتر برای نمایش صحنه های وسیعتر مورد استفاده قرار می گیرند.

·        یک نمای طولانی، مخصوصاً اگر روی صفحۀ کوچک تلویزیون نشان داده شود، خسته کننده خواهد بود.

·        تغییرات نقطۀ دید دوربین جذابیت و کانون توجه بیننده را تقویت می کند و جنبه های تازه تری را از حرکات بازیگران و تصاویر صحنه ارائه می دهد.

·        با برش یک نما به نمای دیگر، میتوانیم توجه مخاطب را از یک چهره یا سوژه به دیگری هدایت کنیم.

·        ایجاد تنوع در نما ها به تماشاگر امکان می دهد که در مقام ایجاد ارتباط یا مقایسه بر آید.

·        تدوین نما ها با یکدیگر ، تاثیر شگرفی ایجاد می کند.

 

شرایط تماشا کردن

میزان شفافیت اطلاعاتی که بیننده گان دریافت می کنند به عوامل زیر بستگی مستقیم دارد:

·        محدودیتهای ذاتی و فطری سیستم تلویزیون ، یعنی تفکیک جزئیات و ظرافت تغییرات روشنایی و اشباع رنگ در صفحۀ تلویزیون.

·        اندازۀ صفحۀ تلویزیون و فاصلۀ آن با بیننده. (هنگامی که یک گروه تلویزیون تماشا می کنند، حتی در گیرنده های استاندارد تلویزیونی، اندازۀ تصویر به طور عجیبی کوچک جلوه می کند.)

·        عملکرد گیرنده (طراحی و تنظیمهای آن، نوری که روی صفحۀ تلویزیون می افتد و غیره).

·        میزان وضوح تصویر پخش شده.

·        نسبت کنتراست و تناسبات رنگ تصویر در مقدار محدود ۀمعینی از اطلاعات الکترونیک صفحۀ تلویزیون که جزئیات تصویر به آن مقدار و در آن محدوده در سیستم  تلویزیونی پخش می شود. بلا فاصله این سوال پیش می آید که چه مقدار از این جزئیات را مخاطبان می توانند دریافت دارند؟ یک صفحۀ تلویزیونی نزدیک ،در داخل یک اتاقک چوبی مطالعه (دریک مرکز تحقیق) جزئیاتی را به نمایش می گذارد که در گیرنده های تلویزیونی منازل غیر قابل دریافت است.

 

هدف از خلق یک نما

اینکه آیا یک نما تاثیر گذار است یا نه ،بستگی به اهداف خلق آن دارد . چه بسا آنچه برای یک موقعیت مناسب به نظر می رسد، برای موقعیت دیگری ناموفق باشد. برای مثال، یک نمای از بالا، یا هوایی ، که کیفیت عمق وضوح آن زیاد نیست ، برای بیننده ای که انتظار دارد جزئیات لازم را روی نقشه بخواند، بی فایده خواهد بود. یک نمای باز ، جمعیت در هم فشردۀ عظیمی را خوب نشان می دهد، اما نمی تواند احساس و هیجانات یک فرد را (در میان آن جمعیت) آشکار سازد.

 

گوناگونی تصویر

هرچه صفحۀ تلویزیون کوچکتر باشد، اهمیت خلق تنوع تصاویر بیشتر می شود. در حالی که نما های بسته تر کمک می کنند تا روی جزئیات تصویر متمرکز باشیم، نما های باز تر ، محیط و اطراف صحنه را نشان می دهند، وضع و احساس محیط را بنا می کنند و به ما امکان می دهند در فضای بازتر حرکت و بازی را دنبال کنیم.

اگر نما های نزدیک برنامۀ تلویزیونی بیش از مقدار لازم باشد، بیننده برای دریافت موضوع ، خود را تحت فشار خواهد یافت و این حالت او را از دیدن بقیۀ ماجرا باز می دارد. نما های باز هم بیننده را ، به این دلیل که نمی تواند جزئیات موضوع را( که در باره اش بحث هم می شود) ببیند، خشمگین خواهد کرد.

انواع نما هایی که حضور و تسلط خود را به گونه ای به دیگر نما های موجود در برنامه اعمال می کنند، معمولاً بستگی به موضوعی دارد که در باره اش برنامه ساخته می شود. برای مثال صحنۀ حرکات موزون اساساً استفاده از نما های باز را ایجاب می کند تا هر چه بیشتر زیبایی حرکات نشان داده شود. در صورتی که در یک برنامۀ تظاهرات، سخنرانی یا مراسم مشابه، بیشتر از نما های بسته استفاده می شود ( برای نشان دادن واکنش افراد و سخنران یا اتفاقات جالبی که رخ می دهد)

 

فاصلۀ دید

عکس مقابل دوربین طوری باید مشاهده گردد که در حقیقت در سطح مقابل به زاویۀ متناظری قرار گرفته باشد و از طریق زاویۀ یک لنز معمولی دوربین دیده شود. پرسپکتیو(یعنی فاصله های مربوطه ، اندازه ها، عمق میدان، نسبتها) در آن حالت ، طبیعی جلوه خواهد کرد. بنابراین ، فاصلۀ دوربین تا موضوع ، در حقیقت باید طوری تنظیم شود که ابعاد و اندازۀ تصویر مناسب برای صفحۀ تلویزیونی باشد.

 

نما های نزدیک

 

نما های نزدیک جزئیات موضوع های درشت رانمایش می دهند؛ به عبارت دیگر، تصاویر درشت نمایی شده از موضوعات کوچک را عرضه می کنند. اما این نوع نما ها، مشکلات و دردسر های خود را دارند و برای همین است که کارگردانان باید از محدودیتهای این گونه تصاویر سپاسگزار باشند.

 

مشکلات تصویر بردار

هر قدر دوربین به موضوع نزدیکتر شود، عمق میدان لنز کاهش می یابد. بنابر این ، احتمال و امکان واضح ماندن تصویر موضوع، به طور کلی کمتر می شود . در هر حال فقط می توانید روی مهمترین سطح موضوع فوکوس کنید و بقیه را از حالت عدم وضوح خارج سازید. برای پیروز شدن بر این مشکل می توانید با استفاده از نما های باز یا بسته تر کردن دیافراگم لنز، راه چاره ای برای معضل خود بیابید. ( اما بد نیست بدانید که هر روش، نقاط ضعف و گرفتاری های خاص خود را دارد.) برای فوکوس کردن بر سوژه های کوچک، بهتر است آنها را روی یک سطح سخت و محکم و ازپیش علامتگذاری شده قرار داد و ثابت وساکن نگه داشت.

دوربین نمی تواند روی موضوعهایی که نزدیکتر از حد اقل فاصلۀ فوکوس لنز قرار دارند، عمل واضح سازی را انجام دهد. این فاصله بسته به طرح لنز، از چند ملی متر تا چند متر تغییر می کند. حتی در مواقعی که واضح سازی تصویر لنز از فاصلۀ بسیار نزدیک امکان پذیر است، عمق میدان بسیار کم و ناچیز خواهد بود. همچنین ، در این حالت ، به دلیل نزدیک بودن دوربین به سوژه ، نورپردازی و تامین نور کافی برای آن از زاویۀ مناسب مشکل است و این کار بدون افتادن سایۀ دوربین روی سوژه میسر نیست.

بنابر این برای حل این معضل ، باید با انتخاب لنز های زاویه بسته ، کمی از سوژه فاصله بگیرید.

هرچه نما بسته تر شود، به همان میزان تصویر بردار در همراهی و تعقیب سوژه با مشکلات بزرگتری رو به رو خواهد شد. حرکات رفت و برگشت دوربین ایجاب می کند که روی واضح سازی لنز دقت کنیم . اگر در این مورد توجه کافی نداشته باشیم ، ممکن است بخشی از حرکات و بازیهای هنر پیشگان در خارج از قاب تصویر قرار گرفته ، به اصطلاح حذف شود. اتفاقاتی این چنین ، نتایج مایوس کننده ای دارد. مضافاً اینکه ناتوانی در تشخیص جزئیات یا دریافت اطلاعات از یک تصویر غیر واضح نا راحت کننده است. هر چند بیشتر لنز ها مجهز به سیستم (ماکرو)هستند و امکان واضح سازی شفاف تصویر را، حتی در فواصل چسپیده به سطح لنز، میسر می سازند، اما مشکلات اساسی همچنان به قوت خود باقی مانده و وسایل و امکانات زوم غیر قابل استفاده و بهره برداری باقی می ماند.

 

مشکلات تولید

هر چند نما های بسته تر جزئیات تصویر را آشکار می کنند، این ویژگی باید جزاب ، مطلوب، دلچسب و متناسب نیز باشد. جزئیات زیاده از حد ممکن است خشونت و عدم وجود ظرافت را القا نماید و عیوب و اشکالات را هم ظاهر سازد. مخاطبان باید علاقه مند به دیدن این نما های نزدیک باشند ( یا برای دیدن این نما ها متقاعد شده باشند). اما نباید این احساس در آنها به وجود بیاید که با این کار آنها را از تماشای جنبه های دیگر تصویرکه ممکن است بیشتر جالب و جذاب باشد، باز داشته ایم.

نما های بسته تماشاگر را از دیدن نمای کلی صحنه محروم می کنند. در اثر زیاده روی در استفاده از نما های بسته ، در حقیقت بینندگان را از دریافت دید کلی از روابط مکانی و زمانی منع می کنید، و در نتیجه تماشاگران برنامۀ شما نخواهند دانست که

free counters

کد بارش قلب